|
به نام معشوقی که قلم عشق رو تو دستای عاشقاش می چرخونه
|
||||
|
|
||||
دوستت دارم دختر کوچکی از من پرسید: پنج وارونه چه معنا دارد ؟ من به او خندیدم کمی آزرده و حیرت زده گفت روی دیوار و درختان دیدم باز هم خندیدم گفت دیروز خودم دیدم پسر همسایه یه پنج وارونه به لیلی داد آنقدر خنده برم داشت که طفلک ترسید بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم بعدها وقتی بارش بی وقفه ی درد سقف کوتاه دلت را خم کرد بی گمان میفهمی پنج وارونه چه معنا دارد !!! چه حس غریبی تمام اتاق تاریکمو پر کرده نمیدونم ترسه یا شوق نمیدونم عشقه یا تنفر نمیدونم چم شده بازم....؟!!! مطمئنا هیچکس نیمدونه..... ممکنه خدا نخواد من پرستشش کنم؟؟؟ خدا آخه من عاشقتم... این امتحانای سخت منو میترسونن که نکنه میخوای دست رد به سینم بزنی...!!! فقط بهم بگو آرامشو هدیه میدی به قلب سیاهم...بگو...خدا...بگو ای صدای صادقانه ای هوای عاشقانه.فصل با تو بودن من فصلی از گل و ترانه.همدم همیشگی موندن و رفتن من باش.چشم پاک و زلال من،عطش گفتن من باش.هر چه هستی هر که هستی واسه من عزیزترینی،با تو بودن ارزومه تو امید اخرینی. در اقیانوس رویاها غرق شده ام و نومیدانه دست و پامیزنم ناگاه تنه درخت ارزو شنا کنان به سراغم می اید به او پناه میبرم با این ارزو که مرا به تو برساند در ان سوی اقیانوس ها. هر لحظه دعا کردم تا اینکه تو برگردی یک عمر فدا کردم تا اینکه تو برگردی با یاد تو بردم سر در اوج پریشانی خواهش ز خدا کردم تا اینکه تو بر گردی .jpg)
.jpg)
.jpg)
خود تنها می نشینم
و چشم به راه پر پیچ و خم
تقدیر دست به سوی آسمان
بلند می کنم و زمزمه کنان
فریاد می زنم تنهایم
تنهای تنـــــــــــــــــــــــــــها 

+
ok شده شنبه شانزدهم خرداد 1388در ساعت عشق : 2:53 به كليك مهسا .. ( یه عاشق )
|
